خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





پیرامون شکست تیم امید در راهیابی به المپیک 2016

    پپیرامون شکست تیم امید

    الان که این متن رو می نویسم کمتر از یکساعت از پایان بازی تیم های امید ایران و زاپن می گذرد که به حذف تیم ایران از مسابقات انتخابی المپیک 2016 انجامید. شکست که چهل سال است با تیم امید ایارن همراه است اما نکاتی در این شکست وجود دارد که بد نیست آن ها را مدنظر قرار دهیم.

    تیم آلمان هم  در نیمه نهایی 2006 در حضور  هزاران هوادارش با دوگل به ایتالیا باخت . اما بعد از پایان بازی همه تماشگران به احترام این تیم ایستادند و آن را تشویق کردند. حتما در ان زمان هم در لیگ آلمان بازیکنانی بودند که منتقدان می توانستند بر حضور آن ها در این تیم تاکید کنند. همچنین سیستم بازی تیم بازنده را همواره می توان مورد انتقاد قرار داد. سخن من اما این است گه برای تحول در اوضاع فوتبال کشورمان نخست باید از خودمان (هواداران) شروع کنیم یعنی صرفا بر اساس نتیجه بازیکنان و کادر فنی مان را قضاوت نکنیم. می خواهم خست نباشید و خداوت بگویم به همه بازیکنان تیم ایران که با تمام وجود در تمام دقایق بازی حداکثر تلاش خود را بکار بردند. علی الخصوص مدافع راست محجوب و زحمتکش تیم علی عبدالله پور و میلاد محمدی که ان قدر دویدند که به خاطر گرفتگی پایشان تعویض شدند.

     از کادر فنی هم باید تشکر کرد که بدون قرارداد معین و مشخصی یکسال در اردوهای مختلف برنامه ریز ی  و تلاش کردند تا تیم اماده ای روانه مسابقات شود.

    اما در قسمت دوم می خواهم درباره عللی که باعث شد نتوانیم از همه پتانسیل های کشورمان استفاده کنیم سخن بگویم. اول ، فدراسیون فوتبال که تنها کمکش برای تیم امید فقط و فقط انتصاب حبیب کاشانی به مدیریت این تیم بود. وگرنه این وظیفه فدراسیون بود که بازیکنانی مثل سردار آزمون ، علیرضا جهانبخش و سعید عزت اللهی را در اختیار تیم امید  قرار دهد. حداقل سردار آزمون و عزت اللهی که تیم شان در بازی های رسمی شرکت ندارد و اردوی تدارکاتی اش را در امارات برپا کرده است.

    دوم ، وزارت ورزش  که تیم امید را وسیله تسویه حساب با علی کفاشیان و ابزاری برای فشار بر او تبدیل کرد. ان جا که سرمربی مدنظر حبیب کاشانی را رد کرد و بعد از ان هم در کوران مسابقات اختلافات با حبیب کاشانی ( شاید اختلافات بیش تر سیاسی) را علنی کرد و در بیانه ای انتقادی لیست هزینه هایش برای تیم امید را منتشر کرد. اقداماتی که نشان می دهد برخلاف زبان شان ، تمایلی به صعود و موفقیت تیم امید ایران نداشتند. آقایان سجادی و گودرزی ، 5.5 میلیاردی که آن را هزینه هنگفت برای تیم فوتبال امید می دانید حقوق یکسال مربی تیم قطر است یا کمتر از هزینه یکسال کمپ اسپایر در قطر . پس به جای سخن گفتن درابره تیم امید بروید یسر وقت پروژه بعدی که همانا نابودن کردن آبرو و اعتبار کارلوس کی روش است.

    سوم ، رسانه هایی که با دامن زدن به اختلافات سرمربی تیم بزرگسالان و مدیر فنی تیم امید، شکاف بین این دو را عمیق تر کردند.

     در هر صورت ، فارغ از این که دروازه بان یا مدافع یا مهاجمی را مقصر ناکامی بدانیم یا کادر فنی را بی تدبیر بخوانیم و کفاشیان را بی لیاقت بدانیم و سجادی و گودرزی را سیاست بازانی (که مناف شان را بر منافع ملی ترجیح می دهند) باید به چهار سال دیگر فکر کنیم.  باید داشته هایمان را ببینیم و براساس ان استراتزی مان را تعیین کنیم. با وجود تصمیمات خوب یکه در لیگ برتر در خصوص جوانگرایی گرفته شده است اما امیدی ببه بازیکن سازی این باشگاه های حاضری خور ناکارامد نیست و باز هم باید فداسیون به صورتد گلخانه ای تیم ملی درست کند و بازیکنانش را در اختیار باشگاه ها قرار دهد. وگر نه کدام باشگاهایرانی در یکسال اخیر تیم های ایه اش را به مسابقات بین المللی معتبر فرستاده است. تنها یکبار و آن هم باشگاه پرسپولیس در  مالزی شرکت کرد.

    در راه صعود به المپیک ، اول این که باید اولویت ها را در ره های پایه مشخص کنیم ،آیا طلای بازی های آسیایی را می خواهیم یا حضور در المپیک را؟ اگر المپیک را می خواهیم باید از فردا مربی تیمی که  می خواهد در مسابقات انتخابی  المپیک 2020 شرکت کند را مورد بررسی قرار داده و با بررسی های دقیق، در کمتر از دو ماه آینده قرارداد چهار ساله با مناسب ترین گزینه بسته شود. تیم المپیک 2020 باید بلافاصله بعد از قرارداد مربی تشکیل شود و همزمان با اردوهای تیم ملی بزرگسال اردهای کوتاه مدت و بازی های دوستانه برگزار کند.  در تشکیل این تیم هم باید از ابتدا مشخص شود بازیکنان زیر 23 سال تیم بزرگسالان تحت چه شرایطی می توانند به تیم امید بیایند  و تکلیفشان از همان ابتدا مشخص باشد. سهم امکانات سخت افزاری برای تیم امید از بودجه فدراسیون و کمیته ملی المپیک باید افزایش یابد. این  اصلا مناسب نیست که تیم ملی امید زمین چمن برای تمرین نداشته باشد.  نکته سوم افزایش توجه به بازیکن سازی در باشگاه ها و افزایش سهم باشگاه های بازیکن ساز از محصولاتشان است. برای مثال، این که بازیکنی سال ها ازامکانات پایه باشگاهی استفاده کند و رشد کند و در اوج فوتبالش به راحتی جذب یک یا دو تیم نظامی شود ، باشگاه های بازیکن ساز را سرخورده خواهد کرد.

     و نکته پایانی  این که فرهنگ یادگیری باید در بین مربیان ایرانی جا بیفتد. باید باور کنند که هر چه هم بدنند باز کم است و چیزهای دیگری برای آموختن وجود دارد. از این نظر ، دوره های باز آموزی و ارتقای مربیان باید با کیفیت بسیار بی تری برگزار شود و سهم آموزش از بودجه فدراسیون نیز افزایش یابد

     در پایان ، همه بازیکنان تیم امید و کادر فنی محترم ، خدا قوت. از زحمات تان در این مسابقات متشکریم. از محمد رضا اخباری که در گرفتن تک به تک ها متخصص است و امیدوارم در خروج ها نیز متخصص شود (مربی دروازه بان های تراکتور  وظیفه مهمی دارد)، روزبه چشمی با هوش ، محمد دانشگر جنگنده و با تعصب، وحید حیدریه زحمتکش، علی عبدالله پور  با ان چهر معصوم و دوست داشتنی اش و تعصب و غیرت اش، علیرضا نقی زاده و شاهین ثاقبی جنگنده ، علی کریمی با شخصیت ، مهدی ترابی  با تکنیک، میلاد محمدی دونده ، امیر ارسالان نامدار مطهری خوشرو، میلاد کمندانی خوش فکر، سید محسن کریمی بدشانس، رضا علی یاری خوش استیل، ماهان رحمانی آینده دار،  احسان پهلوان و سایر بازیکنان ارزشمند تیم امید ایران، محمد خاکپور متین و باوقار و سار زحمتکشان کادر فنی تیم امید، خداقوت. امیدواریم در آینده افتخارات بیش تری نصیب این بوم و بر بنمایید.

     


    این مطلب تا کنون 4 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : امید ,بازی ,المپیک ,باشگاه ,مسابقات ,کادر ,حبیب کاشانی ,المپیک 2020 ,ابتدا مشخص ,بودجه فدراسیون ,افزایش یابد ,
    پیرامون شکست تیم امید در راهیابی به المپیک 2016

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر